![]() |
![]() |
|
ثمرات فقهى - اقتصادى دفعى يا تدريجى بودن تحريم ربا در قرآن
سيد عباس موسويان مقدمه
از تفاوتهاى اساسى اقتصاد اسلامى با ساير نظامها، تحريم ربا و بهره است و اين در حالى است كه امروزه قرضهاى با بهره، به شكل اوراق قرضه، وامها و سپردههاى بانكى از مهمترين ابزارهاى پيشرفت اقتصادى به حساب مىآيد . بر اين اساس، برخى صاحبنظران كوشيدهاند راه حلى براى اين مسئله پيدا كنند . از جمله اين راه حلها، نظريه اختصاص رباى محرم به رباى فاحش بود كه به تبع اقتصاددانان مسيحى از سوى برخى انديشمندان مسلمان مطرح گرديد . در جواب از آن، نظريه تدريجى بودن تحريم ربا مطرح شد و نشان داد كه قرآن بر فرض هم در بعضى مراحل، خصوص رباى فاحش را حرام كرده باشد، در مرحله نهايى آن را به طور كلى تحريم نموده است . در حال حاضر نظريه سومى كه قصد كاربردى كردن مفاهيم قرآن را دارد وارد گفتوگو شده است و در عين پذيرش تحريم مطلق ربا، معتقد است همانند وضعيت صدر اسلام، در وضعيت كنونى كشورهاى اسلامى، تحقق كامل احكام ربا مقدور نيست، از اين رو در مقام اجرا بايد شيوه تحريم تدريجى را در پيش گرفت . مقالهاى كه در پيش رو داريد به نقد و بررسى نتايج فقهى - اقتصادى اين نظريهها مىپردازد . كيفيت تشريع احكام
آيات قرآن و احكام نورانى اسلام به تدريج و طى 23 سال به تناسب شرايط اجتماعى و آمادگى امت اسلامى بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نازل مىشد و توسط آن حضرت به اطلاع مردم مىرسيد . بدين ترتيب ، پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم از يك سو با گسترش تعاليم اثباتى اسلام روح ايمان و اخوت را در جامعه مىگستراند و از سوى ديگر، با مبارزه با بينشها، پندارها و رفتارهاى غلط جاهلى زمينههاى شرك و بتپرستى و ظلم و عداوت را از بين مىبرد . مبارزه اسلام با پديدههاى نامطلوب اجتماعى دو گونه بود: با مواردى مانند بتپرستى كه تضاد قطعى و صريح با تعاليم نورانى اسلام داشت، به صورت دفعى و قاطع برخورد مىكرد و در مواردى كه از يك سو تضاد صريح با اسلام نداشت و از سوى ديگر به صورت يك عادت فراگير درآمده بود، به صورت تدريجى مبارزه مىكرد كه برداشتن شرابخوارى از اين قبيل است . شرابخوارى قبل از ظهور اسلام رواج فوقالعاده داشت و به صورت يك بلاى عمومى درآمده بود، به طورى كه اگر اسلام مىخواستبدون رعايت اصول روانى و اجتماعى با اين بلاى عمومى به مبارزه برخيزد، ممكن نبود; لذا از روش تحريم تدريجى و آماده ساختن افكار عمومى استفاده كرد و شرابخوارى را در چهار مرحله تحريم نمود . (1) در مرحله نخستخداوند به ناپسند بودن اين عمل اشاره كرد و فرمود: از ميوههاى درخت نخل و انگور، مسكرات و روزىهاى پاكيزه فراهم مىكنيد . (2) در اين آيه «سكر» به معنى شراب مسكر، در مقابل رزق حسن قرار داده شده است و اين دلالتبر ناپسند بودن آن در پيشگاه خداوند دارد، ولى عادت زشتشرابخوارى در ميان اعراب ريشهدارتر از آن بود كه با اين اشارهها ريشهكن شود، علاوه بر اين كه اعراب جاهلى از طريق شراب درآمد اقتصادى داشتند كه حاضر نبودند به سادگى از آن دستبردارند . به اين جهت در مرحله دوم لحن قرآن تغيير كرد و خطاب به پيامبر فرمود: درباره شراب و قمار از تو سؤال مىكنند . بگو: در آن دو، گناهى بزرگ و سودهايى براى مردم است، ولى گناهشان از سودشان بزرگتر است . (3) در مرحله سوم با بيان گوياتر مىفرمايد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مىگوييد . (4) مفهوم آيه اين نبود كه در غير حال نماز، نوشيدن شراب مجاز است، بلكه در پى تحريم تدريجى و مرحله به مرحله شراب بود و به عبارت ديگر، آيه نسبتبه غير حال نماز سكوت داشت و صريحا چيزى نمىگفت . بالاخره بعد از آشنايى مسلمانان با احكام اسلام و آمادگى فكرى آنان براى ريشهكن كردن اين مفسده بزرگ اجتماعى، دستور نهايى با صراحت كامل و بيان قاطع، نازل گرديد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه، پليد و از عمل شيطاناند . پس از آنها دورى گزينيد، باشد كه رستگار شويد . (5) نظريه تشريع تدريجى حرمت ربا
گروهى از مفسران و محققان اقتصاد اسلامى، تحريم ربا را همانند تحريم شرابخوارى به صورت تدريجى مىدانند . اين افراد معتقدند: در عصر ظهور اسلام در جزيرةالعرب، رباخوارى چنان گسترده بود كه امكان تحريم دفعى آن وجود نداشت، لذا خداوند متعال با فرستادن آيات مختلف از آغاز بعثت، ربا را مورد نكوهش قرار داد و به تدريج زمينه تحريم قاطع و فراگير آن را فراهم نمود . از بررسى آثار نويسندگان اسلامى به دست مىآيد كه نظريه تدريجى بودن تحريم ربا را نخست استاد اسماعيل خليل در سال 1326 ق، ضمن سلسله درسهايى كه در قاهره داشت، بيان نمود . سپس دكتر محمد عبدالله دراز آن را در كنفرانسى كه به سال 1951 م در پاريس تشكيل شده بود، مطرح ساخت و در كتاب الربا فى نظرالقانون الاسلامى منتشر كرد (6) و بعد از وى دانشوران زيادى به تبعيت از او يا با تحقيق مستقل، اين نظر را پذيرفتند . (7) اين گروه از علما گرچه در جزئيات مسئله با هم اختلاف دارند (به طورى كه بعضى از آنها مراحل تشريع را سه مرحله، برخى چهار مرحله و برخى پنج مرحله مىدانند) لكن همگى بر اين باورند كه تحريم ربا همانند تحريم شرابخوارى طى مراحلى به تدريج صورت گرفت . نخستبه صورت موعظه و نصيحتبود، سپس تحريم جزئى اعمال گرديد و سرانجام به شكل قطعى و كلى تحريم شد . قبل از اظهارنظر پيرامون صحتيا عدم صحت نظريه تدريجى بودن تحريم ربا، ابتدا مراحل تشريع حرمت را مطابق اين نظريه مطرح مىكنيم، سپس با تفسير آيات مربوطه، به نقد و بررسى اين نظريه مىپردازيم . مراحل تشريع حرمت ربا
چنان كه گذشت قائلين به نظريه تدريج، از جهت كم و كيف مسئله ديدگاه واحدى ندارند . در اين جا به طرح ديدگاه پنج مرحلهاى مىپردازيم كه ديدگاههاى ديگر را نيز در بر دارد . مرحله نخست: تحريم ربا براى پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم برخى از قائلين به نظريه تدريج معتقدند اولين آيهاى كه در ارتباط با ربا نازل شده، آيه ششم سوره مدثر است كه خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم مىفرمايد: ولا تمنن تستكثر; منت مگذار و فزونى مطلب . طبرسى از ابىمسلم نقل مىكند كه اين آيه بر نهى از ربا دلالت دارد و به پيامبر مىگويد: چيزى را عطا نكن در حالى كه بيش از آن چه كه دادهاى مطالبه كنى . (8) از نويسندگان متاخر نيز دكتر عبداللطيف مشهور گفته است: اين آيه اولين اشاره از طرف خداوند متعال در مورد تحريم رباست و او اين برداشت را به «ابنتيميه» نسبت مىدهد و مدعى است كسى جز وى اين نكته را متوجه نشده است . (9) مرحله دوم: ناپسند شمردن رباخوارى
اكثر قائلين به نظريه تدريج معتقدند: خداوند متعال با فرستادن آيه 39 سوره روم اعلام كرد كه رباخوارى از ديدگاه خداوند عملى ناپسند و نامطلوب است: وما آتيتم من ربا ليربوا في اموال الناس فلا يربوا عند الله وما آتيتم من زكاة تريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون; آنچه بهعنوان ربا مىپردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت و آنچه را به عنوان زكات مىپردازيد و تنها رضاى خدا را مىطلبيد (مايه بركت است، و) كسانىكه چنين مىكنند داراى پاداش مضاعفاند . اين آيه اولين هشدارى بود كه از جانب خداوند در مورد ربا براى مردم نازل شد . در اين آيه خداوند متعرض حكم تحريم ربا نمىشود، بلكه تنها مىفرمايد كه ربا مورد پسند خدا نيست و به آن پاداش نمىدهد، به خلاف اموالى كه در راه او به عنوان صدقه داده مىشود كه آنها را بركت مىدهد . بدين ترتيب خدا ادعاى كسانى را رد مىكند كه مىگفتند: «ما با دادن قرض ربوى به نيازمندان كمك مىكنيم تا بتوانند مايحتاج زندگىشان را به دست آورند و از اين طريق به خدا نزديك مىشويم» . مرحله سوم: نقل حكايت عبرتآموز رباخوارى يهود
قائلين به نظريه تدريج معتقدند: خداوند متعال در مرحله بعد با نقل داستان رباخوارى يهود و اين كه آنان به خاطر اين عمل ناپسند هم در دنيا جريمه شدند و هم در آخرت عذابى دردناك در انتظارشان هست، به مسلمانان هشدار داد كه منتظر تشريع چنين حكمى با چنين پيامدهايى باشند: فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم وبصدهم عن سبيل الله كثيرا واخذهم الربا وقد نهوا عنه واكلهم اموال الناس بالباطل واعتدنا للكافرين منهم عذابا اليما; (10) پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زد و به سبب آن كه (مردم را) بسيار از راه خدا باز داشتند، چيزهاى پاكيزهاى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم، و (به سبب) رباگرفتنشان - با آن كه از آن نهى شده بودند - و به ناروا مال مردم خوردنشان . و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كردهايم . ظهور اين آيه اگرچه در ارتباط با قوم يهود است لكن قرار گرفتن ربا در رديف جرايمى چون ظلم، بازداشتن مردم از راه خدا و خوردن اموال مردم به ناحق كه حرمتشان شديد و قطعى است و اختصاص به آيين خاصى ندارد، براى مسلمانان هشدار بود كه به زودى ربا براى آنان نيز تحريم خواهد شد . مرحله چهارم: تحريم رباى فاحش
به اعتقاد قائلين به نظريه تدريج، خداوند متعال در اين مرحله با فرستادن آياتى از قرآن، نوع خاصى از ربا يعنى رباى فاحش را براى مسلمانان تحريم كرد و فرمود: ياايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة واتقوا الله لعلكم تفلحون واتقوا النار التي اعدت للكافرين; (11) اىكسانى ايمان آوردهايد، ربا را چندين برابر مخوريد و از خدا پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد، و از آتشى كه براى كافران آماده شده استبترسيد . همانطوركه در تحريم تدريجى شرابخورى، در مرحله سوم بعضى از مصاديق شرابخورى تحريم شد، در اين مرحله از تحريم ربا نيز مصاديق خاصى از رباخوارى، مصاديقى كه در آنها ربا به چند برابر اصل بدهى مىرسد (رباى فاحش و نرخ بهرههاى بالا) براى مسلمانان تحريم شد . مرحله پنجم: تحريم قاطع و كلى ربا
در اين مرحله خداوند با فرستادن آياتى ديگر، به صورت قاطع، روشن و كلى هر نوع رباخوارى را ممنوع كرد و آن را از مصاديق پيكار با خدا و رسول خدا قلمداد نمود: الذين ياكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربا واحل الله البيع وحرم الربا فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف وامره الى الله ومن عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون يمحق الله الربا ويربي الصدقات والله لا يحب كل كفار اثيم . . . يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقي من الربا ان كنتم مؤمنين فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله ورسوله وان تبتم فلكم رؤوس اموالكم لا تظلمون ولا تظلمون; (12) كسانىكه ربا مىخورند، برنمىخيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس، آشفتهاش كرده است . اين بدان سبب است كه آنان گفتند، داد و ستد مانند رباست، و حال آن كه خدا داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانيده است . پس، هر كس، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد و (از رباخوارى) باز ايستاد، آن چه گذشته، از آن اوست، و كارش به خدا واگذار مىشود، و كسانى كه (به رباخوارى) بازگردند، آنان اهل آتشاند و در آن ماندگار خواهند بود . خدا از (بركت) ربا مىكاهد و بر صدقات مىافزايد و خداوند هيچ ناسپاس گناهكارى را دوست نمىدارد . . . . اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد، و اگر مؤمنيد، آن چه از ربا باقى مانده است واگذاريد و اگر (چنين) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاستهايد و اگر توبه كنيد، سرمايههاى شما از آن خودتان است، نه ستم مىكنيد و نه ستم مىبينيد . چنانكه از آيات فوق بر مىآيد، در اين مرحله هر ربايى، چه فاحش و چه غيرفاحش، به صورت قاطع و روشن تحريم شد و رباخواران به انواع گرفتارىهاى دنيوى و اخروى تهديد شدند . بدين ترتيب، خداوند از همان آغاز بعثت متناسب با شرايط روحى و اجتماعى امت اسلامى، با فرستادن آيات مختلف، زمينه را براى مبارزه با پديده شوم رباخوارى كه شبه جزيره عربستان را فراگرفته بود فراهم نمود و در سالهاى آخر عمر شريف پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم، با فرستادن آيات صريح و قاطع سوره بقره، رباخوارى را از جامعه اسلامى ريشهكن كرد; به طورى كه تا صد سال اخير و رواج بانكدارى ربوى و نفوذ نظام سرمايهدارى در كشورهاى اسلامى، ربا و رباخوارى از معاصى بزرگ به حساب مىآمد و كمتر كسى جرئت نزديك شدن به آن را داشت . آثار و نتايج نظريه تدريج
هر نظريه علمى، گذشته از بحث علمى كه در حد خود براى انديشوران مطلوب است، معمولا آثار و نتايج نظرى و كاربردى به همراه دارد . نظريه تدريجىبودن تحريم ربا نيز علاوهبر جهات علمى از حيث نظرى و كاربردى دو ثمره مهم همراه دارد . الف - ثمره نظرى نظريه تدريج
بعد از رنسانس و فروپاشى حاكميت كليسا بر كشورهاى اروپايى، تفسيرهاى جديدى از متون دينى و تعاليم حضرت مسيح ارائه شد كه تفسير جديد ربا، از آن موارد است . تا عصر روشنگرى، علماى مسيحيت همانند علماى اسلام، هر نوع زياده در مقابل قرض را ربا و حرام مىدانستند ولى از آن تاريخ به بعد، به تدريج اين فكر مطرح شد كه بين ربا و بهره عادلانه فرق هست و ربا اختصاص به مواردى دارد كه بهره قرض، فاحش و غيرمتعارف باشد . بعد از گسترش روابط مسلمانان با اروپا و نفوذ تدريجى نظام سرمايهدارى در كشورهاى اسلامى و تاسيس بانكهاى غربى در اين كشورها، زمينه طرح اين شبهه به وجود آمد كه: «در اسلام نيز مانند مسيحيت تنها بهرههاى فاحش و غيرعادلانه حرام است» . پيرو همين فكر در اواخر قرن نوزدهم، مباحثات زيادى بين دولت عثمانى و صاحبان بانكها و مؤسسات پولى از يك طرف و علماى آن كشور از طرف ديگر، درباره ربا و بهره مطرح شد و در نهايت كار به آنجا كشيد كه جمعى از علماى اهل سنتبه حلال بودن بهرههاى كم، حكم دادند و در بيانيهاى در دهم شوال 1328 ق اعلام نمودند: مشايخ اسلام مقرر داشتهاند كه اموال وديعه گذاشته شده در بانك، يا اموال قرض گرفته شده و برگردانده شده و مبالغى كه از بانك گرفته مىشود يا به هر صورتى در آنجا مىماند، تا موقعى كه با بهرههاى اندك باشد حلال است . (13) يكى از مستندات اين گروه بر اين ادعا، آيه 130 آل عمران مىباشد; براى مثال، شيخ عبدالعزيز جاويش از علماى الازهر مصر در اينباره مىگويد: طبق آيه شريفه «ياايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة» خداوند متعال مطلق ربا را حرام نكرد، بلكه آن ربايى را حرام نمود كه وصف «اضعافا مضاعفة» داشته باشد; يعنى بهره آن چند برابر اصل بدهى گردد . (14) بعد از جاويش، افراد بسيارى جهت تجويز بهرههاى اندك به اين آيه استناد كردند; به طورى كه امروزه در قانون مدنى اكثر كشورهاى عربى، نرخ بهرههاى كم، ربا تلقى نشده است . (15) يكى از نقاط مثبت نظريه تدريج اين بود كه قائلين آن نظريه با منطقى روشن در مقابل شبهه مذكور ايستادند و گفتند: در مسائلى كه قرآن به صورت تدريجى مطرح كرده است، نمىتوان به مراحل متوسط استناد كرد، بلكه بايستى به مرحله نهايى و آيات نازله در آخرين مرحله استدلال نمود . پس همانطوركه نمىتوان به آيات مرحله سوم شرابخوارى استناد كرد و حرمتشرابخوارى را به شرابخوارى موقع نماز منحصر نمود، در مسئله تحريم ربا نيز نمىتوان به آيات سوره آل عمران استدلال نمود; بلكه بايستى به آيات سوره بقره كه در آخرين مرحله به صورت قطعى و كلى ربا را تحريم مىكنند، استناد كرد . ب - ثمره كاربردى نظريه تدريج
مطابق استدلال قائلين به نظريه تدريج، از آن جا كه عمل رباخوارى گسترش فوقالعادهاى در جزيرةالعرب آن روز داشت و امكان مبارزه دفعى و قاطع نبود، خداوند متعال با فرستادن آيات مختلف در مراحل چهار يا پنجگانه، با اين عمل ناپسند، به مبارزه پرداخت و در نهايت در سالهاى واپسين عمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم به تحريم كلى و قاطع اقدام نمود . از اين شيوه برخورد، استفاده مىكنيم كه اگر امروزه جامعهاى از جهت ابتلا و گسترش معاملات ربوى شرايط عصر نبوى را داشت، بايد در مبارزه با رباخوارى روش تدريج را در پيش گيرد و از آن جا كه غالب كشورهاى اسلامى امروزه در سطح وسيعى از جهتبازارهاى مالى و نظام بانكى به معاملات ربوى مبتلا هستند، نمىتوان تحول دفعى و تغيير قاطع را انتظار داشت، بلكه علماى اسلام و متوليان امر بايد با تبليغ و موعظه و اتخاذ تدابير لازم، زمينه را براى مبارزه تدريجى و حذف كامل ربا فراهم كنند . نقد و بررسى نظريه تدريج
براى ارزيابى علمى نظريه تدريج، آيات مراحل پنجگانه را از جهت زمان نزول و محتوا مورد بررسى قرار مىدهيم و در اين بررسى تنها به مطالبى مىپردازيم كه در تاييد و يا رد نظريه فوق دخالت دارد . بررسى مرحله نخست (سوره مدثر، آيه 6)
براى بررسى دقيق آيه مرحله نخست لازم است آيات قبل از آن، مورد توجه قرار گيرد . يا ايها المدثر قم فانذر وربك فكبر وثيابك فطهر والرجز فاهجر ولا تمنن تستكثر ولربك فاصبر; (16) اى كشيده رداى شب بر سر، برخيز و بترسان . و پروردگار خود را بزرگ دار . و لباس خويش را پاك كن . و از پليدى دور شو . و منت مگذار و فزونى مطلب . و براى پروردگارت شكيبايى كن . زمان و شان نزول
اين سوره جزء اولين سورههايى است كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نازل شده است; بهطورىكه گفتهاند: اولين آياتى كه بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وسلم نازل شد، هفت آيه نخست اين سوره بود و نيز گفتهاند: بعد از سوره علق اينها اولين آيات بود و به باور برخى، اولين آياتى كه بعد از علنى شدن دعوت اسلام نازل شد، اين هفت آيه است . (17) از ميان شان نزولهايى كه براى اين آيات نقل شده، آنچه با سياق آنها تناسب دارد ايناست كه: سران مشركان عرب در آستانه موسم حجبه شور پرداختند كه در برابر سؤالات مردمى كه از اطراف به مكه مىآيند و مطالبى درباره ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم شنيدهاند، چه بگويند؟ اگر هر كدام جواب جداگانهاى بدهند، اثر منفى خواهد گذاشت، پس بايد با وحدت كلمه به مبارزه تبليغاتى بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم برخيزند . نتيجه گفتوگو اين شد كه بهتر از همه اين است كه بگوييد: ساحر است! زيرا يكى از آثار پديده سحر، جدايى افكندن ميان دو همسر و پدر و فرزند است و پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم به گمان ايشان، با عرضه آيين اسلام، چنين كارى را انجام داده بود . اين سخن به گوش رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم رسيد . سخت ناراحتشد، غمگين به خانه آمد و در بستر آرميد . پس آيات فوق نازل شد و او را دعوت به قيام و مبارزه كرد . (18) تفسير آيه
در تفسير آيه «ولا تمنن تستكثر» بين مفسران اختلاف است و مىتوان نظرات آنان را در نه معنا جمعبندى كرد: 1- مقصود اين است كه: اى پيامبر! وقتى اوامر الهى را امتثال كردى، يعنى قوم خود را انذار كردى و پروردگار خود را بزرگ شمردى و جامهات را تطهير كردى و از پليدىها دورى نمودى، بر خداوند منت مگذار; در حالى كه اطاعتخود را بزرگ و بسيار ببينى و نسبتبه آن عجب ورزى . روايتى نيز بر همين مضمون از امام صادق عليه السلام نقل شده است: لا تستكثر ما عملت من خير لله; اى پيامبر! كار نيكى را كه براى خدا انجام مىدهى هرگز زياد مشمار . (19) مفسران زيادى چون علامه طباطبائى، سيدقطب، طبرى و ربيع بن انس، اين معنا را پسنديده و گفتهاند: اين بهترين معنايى است كه با سياق آيات تناسب دارد . (20) 2- اى پيامبر! چيزى به مردم هديه نده، به اميد اين كه بيشتر از آن را به تو هديه دهند . اين معنا نيز در روايات آمده است: لا تعط تلتمس اكثر منها; (21) چيزى را به ديگرى عطا مكن كه انتظار بيشتر از آن را داشته باشى . از مفسران، ابنعباس، مجاهد، قتاده، نخعى، ضحاك، عكرمه، زمخشرى، طبرسى، قرطبى، ابنكثير، شبر و آلوسى اين معنا را پذيرفتهاند . (22) اكثر اين گروه گفتهاند: اين حكم اختصاص به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم دارد و براى مردم جايز استبه اميد گرفتن هديه بيشتر به يكديگر هديه دهند . برخى نيز چون زمخشرى گفتهاند: در آيه دو احتمال هست: اگر مقصود از نهى، تحريم باشد، اختصاص به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم دارد، اما اگر مراد كراهت و تنزيه باشد، عام است و شامل مسلمانان نيز مىگردد . 3- اى پيامبر! به خاطر نعمت نبوت و قرآنى كه خداوند به تو عطا فرموده است، بر مردم منت مگذار، تا بدين وسيله اجر بيشترى از آنان بگيرى . اين معنا را مفسران از ابنزيد نقل كردهاند . (23) 4- اى پيامبر! به خيال اين كه طاعت تو بسيار است، در انجام وظيفه سست مشو . اين معنا از مجاهد نقل شده است . (24) 5- اى پيامبر! وقتى به مردم چيزى عطا مىكنى بر آنان منت مگذار و بخشش خود را بسيار ندان . اين معنا را زمخشرى مطرح كرده است . (25) 6- از زيد بن اسلم نقل شده كه: اى پيامبر! وقتى هديهاى به كسى مىبخشى، به خاطر پروردگارت باشد و صبر كن تا پاداش دهندهات او باشد . (26) 7- اى پيامبر! در مقابل آن چه از امور دينى به مردم ياد مىدهى، بر آنان منت مگذار و عمل خود را زياد مپندار . اين معنا را فخر رازى به عنوان يك احتمال مطرح كرده و طنطاوى آن را پذيرفته است . (27) 8- بعضى از مفسران معناى عامى رامطرح ساخته و معانى گذشته را تحت آن قرار دادهاند: اى پيامبر! در مقابل هيچ كارى (انجام تكاليف، نبوت، هدايا و غيره) بر هيچكس (خدا، مردم) منت مگذار و آن عمل را بزرگ مشمار . (28) 9- اى پيامبر! اگر به كسى قرض مىدهى براى اين نباشد كه بيشتر از آن را مطالبه كنى . چنان كه قبل از اين گفتيم، اين معنا را طبرسى از ابىمسلم نقل مىكند . وى معتقد بود: خداوند با اين آيه از رباخوارى نهى فرموده است . (29) عبداللطيف مشهور از نويسندگان معاصر اهل سنت نيز گفته است: اين آيه اولين اشاره از طرف خداوند متعال در مورد تحريم رباست و اين برداشت را به ابنتيميه نسبت داده است . (30) با توجه به سياق آيات قبل و بعد و با توجه به زندگى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم كه هيچ سابقه رباخوارى از ايشان نقل نشده است و با توجه به اين كه غالب مفسران معنايى غير از معناى نهم از آيه شريفه فهميدهاند، حمل آيه بر معناى نهم و قرار دادن آن از آيات تحريم ربا، به شدت ضعيف و موهون است . بنابراين، اين آيه نمىتواند مؤيد نظريه تدريجباشد و از آيات مراحل تحريم ربا به حساب آيد . بررسى مرحله دوم (سوره روم، آيه 39)
زمان نزول آيه
معروف است كه تمام سوره روم مكى است; به طورى كه برخى از مفسران بر اين امر ادعاى اجماع (31) و عدم خلاف كردهاند . (32) البته علامه طباطبائى در ذيل اين آيه مىگويد: اين آيه و آيات پيش از آن به آيات مدنى شبيهترند تا به مكى، و اين كه بعضى ادعاى وجود روايتيا اجماع بر مكى بودن آن نمودهاند، گفته آنان اعتبارى ندارد . با وجود اين، (33) خود علامه در تفسير آيات رباى سوره بقره، همين آيه سوره روم را مكى مىداند . (34) تفسير آيه
در تفسير اين آيه مفسران شش معنا مطرح كردهاند: 1- تعداد زيادى معتقدند كه اين آيه در مورد هديه و عطيه است و ارتباطى به رباى حرام ندارد; يعنى خداوند مىفرمايد: آن هدايايى كه به منظور دريافت پاداشى بيشتر و بهتر به مردم مىدهيد، پيش خداوند ارزشى ندارد; زيرا در اين گونه هدايا، نه استحقاق فرد در نظر گرفته مىشود و نه شايستگىها و اولويتها، بلكه تمام توجه به اين است كه هديه به كسى داده شود كه هديه بهترى برگرداند و طبيعىاست چنين كارى كه جنبه اخلاص در آن نيست، از نظر اخلاق و معنويت فاقد ارزش است و در مقابل، آن انفاقهايى كه تنها با هدف جلب رضايت الهى انجام مىشود، پيش خداوند ارزش بسيار دارد و صاحبان آن پاداش مضاعف دريافت مىكنند . در روايات نيز اين آيه به معناى هديه تفسير شده است; براى مثال، از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: ربا دو نوع است: رباى حلال و رباى حرام . اما رباى حلال عبارت است از اين كه به فردى هديهاى بدهى، در حالى كه مىخواهى پاداش بهترى از او بگيرى . اين ربايى است كه مىتوان خورد و همين است معناى قول خداوند - عز و جل - كه مىفرمايد: «وما آتيتم من ربا ليربوا في اموال الناس فلا يربوا عند الله» و اما رباى حرام عبارت است از ربايى كه خداوند از آن نهى كرده و مرتكب شونده آن را وعده آتش جهنم داده است . (35) اهلسنت نيز در ذيل اين آيه از عكرمه نقل كردهاند: ربا دو نوع است: رباى حلال و رباى حرام . اما رباى حلال عبارت است از هديهاى كه داده مىشود به انتظار اين كه پاداش بهترى به دنبال داشته باشد و . . . (36) مفسران زيادى چون ابنعباس، مجاهد، طاووس، ابوعلى، سعيد بن جبير، ابراهيم، قتاده، ضحاك، عكرمه، طبرى، قمى، شبر و طنطاوى اين تفسير را پذيرفتهاند . (37) 2- ابنعطيه معناى وسيعى براى آيه مطرح مىكند و مىگويد: منظور خداوند متعال اين است كه هر كارى را كه انسان انجام مىدهد (بخشش يا غير آن) تا بهتر از آن را در مورد او انجام دهند، پيش خداوند ارزش ندارد، حتى سلام كردن، پس بايستى كارهاى خير را تنها به خاطر خدا انجام داد . (38) 3- ابنعباس و نخعى گفتهاند: آيه در مورد افرادى است كه به خويشاوندان خود، مالى را قرض مىدهند تا آنان با به كارگيرى آن مال، ثروتمند شوند . (39) 4- شعبى و عامر گفتهاند: مراد خداوند كسى است كه همراه ديگرى به مسافرت مىرود تا او را كمك كرده و خدمت نمايد و در مقابل، بخشى از سود را به عنوان پاداش بگيرد . از آن جا كه اين خدمتبه قصد رسيدن به مال بوده است نه به خاطر خدا، پس نزد خداوند ارزشى ندارد . (40) 5- عدهاى از مفسران مانند حسن، جبايى، سدى، زمخشرى، آلوسى و علامه طباطبائى معتقدند كه اين آيه در ارتباط با رباى معروف يعنى رباى حرام است . حسن و زمخشرى مىگويند: اين آيه دقيقا به معنى آيه «يمحق الله الربا ويربي الصدقات» (41) است و معناى اين آيه مىشود: آن چه شما رباخواران از اموالتان مىدهيد تا در اموال مردم رشد و نمو كند، از نظر خداوند رشد نمىكند . (42) جبايى مىگويد: معناى آيه اين است كه آن چه از مالتان را به صورت ربا در اختيار ديگران قرار مىدهيد تا به اين وسيله ثروت خود را زياد كنيد، پيش خداوند زياد نمىشود و آن چه گرفته است در مالكيت صاحب قبلى باقى مىماند . (43) آلوسى مىگويد: مراد از ربا در اين آيه، همان زيادى معروف در معامله است كه خداوند آن را تحريم كرده است . (44) علامه طباطبائى مىفرمايد: اگر اين آيه مكى باشد مراد از «ربا» هديه و بخشش است، اما اگر مدنى باشد، مراد از آن رباى حرام و مراد از «زكاة» زكات واجب است و نيز در تفسير آيات ربا در سوره بقره، در عين حال كه اين آيه سوره روم را مكى مىدانند معتقدند: مراد از آن همان رباى محرم است . (45) 6- معناى ششم معنايى است كه قبلا از قائلين به نظريه تدريج نقل كرديم و آن ايناست كه: اين آيه اگرچه در مورد رباى معروف است لكن خداوند در اين آيه حكمى در مورد آن صادر نكرده و تنها به بيان اين مطلب كه رباخوارى از نظر خداوند عمل نامطلوب و ناپسندى است، اكتفا كرده است . نتيجه: از بررسى اقوال مفسران و روايات وارد شده در ذيل آيه به دست مىآيد كه نظر غالب در اين آيه، معناى اول و پنجم است; به اين معنا كه اگر معتقد باشيم مىتوان با استناد به خبر واحد از ظهور قرآن دستبرداشت، با استناد به روايات منقول از طريق شيعه و اهل سنت معتقد مىشويم كه آيه درباره رباى حلال و هديه سخن مىگويد و اگر قائل شويم كه نمىتوان با خبر واحد از ظهور قرآن رفع يد كرد، معناى پنجم صحيحتر است; چرا كه ظهور آيه در رباى معروف و محرم است، علاوه بر اين كه مطالعه تاريخ اسلام نيز نشان مىدهد كه ربا در سالهاى نخستين اسلام و در مكه حرام شده بود . به هر حال، هيچ شاهد و مؤيدى براى معناى ششم وجود ندارد; چون مفسرانى كه معناى پنجم را مطرح كردهاند همگى بر اين نظرند كه اين آيه همانند آيات سوره بقره، بر تحريم ربا دلالت مىكند . بررسى مرحله سوم (سوره نساء، آيه 161)
زمان نزول
مطابق نظريه تدريج، آيههاى مربوط به مرحله سوم، بعد از آيه 39 سوره روم و قبل از آيههاى 130 و 131 سوره آلعمران، نازل شدهاند و خداوند با فرستادن اين آيهها و طرح داستان عبرتآموز يهود، قصد داشت مسلمانان را براى نزول آيههاى سوره آلعمران و تحريم ربا براى مسلمانان آماده كند . لكن مطابق تحقيق علماى علوم قرآن، مشهور اين است كه سوره نساء بعد از سوره آلعمران نازل شده است . (46) بنابراين، اين آيهها چون بعد از تحريم ربا در سوره آل عمران نازل شدهاند، نمىتوانند زمينه ساز تحريم به حساب آيند . شان نزول و محتواى آيه
از جهتشان نزول گفتهاند: بعد از هجرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم به مدينه و تشكيل حكومت اسلامى، نگرانىهايى براى يهوديان مدينه به وجود آمد، ليكن اميدوار بودند پيروان آيين جديد، توسط اقوام خودشان (مشركين مكه) شكستخورده و از بين بروند، به همين خاطر تا مدتى با آنان مخالفت جدى نكردند و بر پيمانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بسته بودند وفادار ماندند . به تدريج كه اسلام عزت و عظمت پيدا كرد، اميد يهوديان به ياس تبديل شد و به فكر مبارزه با اسلام و مسلمانان افتادند . اين مبارزه در آغاز به شكل مبارزه فكرى و فرهنگى بود . آنان با طرح خواستههاى عجيب و غيرمعقول، قصد عاجز كردن پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و مسلمانان را داشتند (47) و اين آيه و آيات قبل از آن اشاره به يكى از اين مبارزهها دارد . مطابق نقل مفسران، گروهى از يهوديان پيش پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم آمدند و گفتند: اى محمد! اگر تو واقعا پيامبر خدا هستى همان طور كه حضرت موسى تورات را به صورت كامل و يكجا آورد، توهم جلو چشم ما به آسمان برو و يك كتاب كامل بياور . خداوند با فرستادن آيات 153 به بعد سوره نساء، توطئه يهوديان را افشا كرد و به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم خبر داد كه خواستههاى يهوديان به قصد هدايت نيستبلكه به جهت عناد و دشمنى است; و آنان قبل از اين، از حضرت موسى درخواستهاى بزرگترى مىكردند و مىگفتند: خداوند را آشكارا به ما نشان بده و . . . . سپس خداوند متعال اعمال و رفتار نكوهيده يهوديان را يادآور مىشود و مىفرمايد: (48) «فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم . . .» و از جمله اعمال ناپسند يهود اين بود كه خداوند ربا را بر آنان حرام كرده بود و آنان با انواع توجيهها و حيلهها رباخوارى مىكردند . بنابراين، اين آيات نيز از جهت تاريخ و شان نزول و محتوا نمىتوانند مؤيدى براى نظريه تدريجباشند . بررسى مرحله چهارم (سوره آلعمران، آيههاى 130 و 131)
زمان و شان نزول
چنان كه گذشتسوره آلعمران از سورههاى مدنى و سومين سورهاى است كه در مدينه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نازل شده است . (49) در شان نزول اين دو آيه آمده است: مشركان مكه بعد از شكست جنگ بدر، با هزينه كردن اموالى كه از ربا جمعآورى كرده بودند، لشكرى عليه مسلمانان تجهيز كردند و اين انگيزهاى شد كه بعضى از مسلمانان نيز به اين فكر بيفتند كه از طريق ربا مالى جمع كرده، لشكرى آماده سازند و از مشركان انتقام بگيرند . خداوند متعال با فرستادن اين آيهها آنان را از اين كار نهى فرمود . (50) تفسير آيهها
اين آيهها در حقيقت اولين آيههايى بود كه خداوند متعال با فرستادن آنها به طور صريح مسلمانان را از رباخوارى نهى كرد، زيرا چنان كه گذشت، آيه سوره مدثر بر حرمت رباى معروف دلالتى ندارد و آيه سوره روم محل خلاف بوده و از صراحتبرخوردار نيست و سوره نساء، علاوه بر اين كه از جهت زمانى متاخر از سوره آلعمران است، بيشتر سرنوشتيهود را بيان مىكند . آيات ربا در سوره بقره نيز چنان كه توضيح خواهيم داد، از حيث زمان نزول، متاخر از اين آيهها مىباشند و به اعتقاد اكثر مفسران، در سالهاى آخر عمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نازل شدهاند . نكتهاى كه در تفسير اين آيهها مهم است - و چه بسا روح نظريه تدريج نيز در آن نهفته است - تفسير تركيب «اضعافا مضاعفة» مىباشد . برخى چون عبدالعزيز جاويش گمان كردهاند خداوند در اين آيه تنها نوع خاصى از ربا يعنى رباى فاحش را حرام كرده است و عدهاى براى جواب از اين شبهه، نظريه تدريج را مطرح كردهاند . با بررسى تركيب مذكور معلوم مىشود نه برداشت جاويش از اين آيه صحت دارد و نه برداشت قائلين به نظريه تدريج . مفسران، چند نظر پيرامون اين تركيب مطرح كردهاند: 1- اكثر مفسران معتقدند واژه «اضعافا» در آيه شريفه از جهت تركيب نحوى حال از كلمه «الربوا» است و واژه «مضاعفة» وصف آن مىباشد، و مقصود از «الربوا» قرض يا دين همراه با زيادى است . در نتيجه معناى آيه اين مىشود: اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ربا را نخوريد در حالى كه (در اثر تمديد و تكرار) به چند برابر اصل سرمايه رسيده است . ابنكثير در تفسير آيه مىنويسد: «اضعافا مضاعفة» اشاره به رباى جاهلى است; در زمان جاهليت وقتى موعد پرداخت فرا مىرسيد طلبكار مىگفت: يا بدهىات را پرداخت كن يا مبلغ آن را بيفزاى! اگر بدهكار قدرت بر پرداخت نداشتبا توافق يكديگر مبلغ آن را اضافه مىكردند و اين مسئله هر سال تكرار مىشد و چه بسا وام اندكى به وام سنگينى تبديل مىگشت . (51) علامه طباطبائى مىگويد: «اضعافا مضاعفة» اشاره به وصف غالب رباها دارد . وى معتقد است: ربا به طبيعت اوليه، خود به خود زياد مىشود و به چند برابر اصل سرمايه مىرسد; (52) به عبارت ديگر، به تدريجبا تمديد و تكرار و با ضميمه كردن بهره و بهره بهره به اصل سرمايه، مال اندك به چند برابر مىرسد . شبيه اين مضمون را مفسران زيادى چون شيخ طوسى، طبرسى، فيض كاشانى، قرطبى، سيوطى، شبر، مقدس اردبيلى، زمخشرى، بيضاوى و سيد قطب مطرح كردهاند (53) و هيچ يك در صدق اين آيه شرط نكردهاند كه در همان معامله اول بايستى بدهى به دو يا چند برابر اصل سرمايه برسد . تنها زيد بن اسلم گفته است: رباى جاهلى به دو برابر كردن بود . وقتى طلبكار طلب خود را از بدهكار مىخواست، اگر وى قادر بر پرداخت نبود بايد سال بعد دو برابر مىپرداخت و اگر سال بعد هم نمىتوانستباز براى سال بعد دو برابر مىشد (چهار برابر مبلغ بدهى) لذا خداوند درباره آن فرمود: «لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة» . (54) فخر رازى دو برابر كردن را حد بالاى رباى جاهلى مىداند و مىگويد: در جاهليت وقتى كسى از انسانى صد درهم طلب داشت و موعد پرداخت فرا مىرسيد و او قادر بر پرداخت نبود، طلبكار مىگفت مبلغ بدهى را افزايش بده تا مدت را برايت تمديد كنم و گاهى مبلغ به دويست درهم افزايش مىيافت . سپس وقتى موعد فرا مىرسيد، مثل قبل عمل مىشد و نتيجه اين مىشد كه بعد از چند سررسيد، در مقابل آن صد درهم، چند برابر مىگرفت . (55) 2- برخى احتمال دادهاند مقصود از «الربوا» در اين آيه خصوص «زيادى» باشد نه قرض يا دين همراه با زيادى . در اين صورت مراد از «اضعافا مضاعفة» بهرههاى مركب خواهد بود; يعنى رباهاى مركبى كه در آنها علاوه بر اصل قرض، بر خود بهره هم بهره تعلق مىگيرد، (56) مانند بهره وامهاى بانكى; براى مثال، اگر فردى يك ميليون تومان با بهره مركب بيست درصدى از بانك وام بگيرد و بخواهد آن را بعد از ده سال بپردازد، بايد مبلغى بيش از شش ميليون تومان به بانك بازگرداند، در حالى كه اگر نرخ بهره ساده بود و تنها به اصل وام تعلق مىگرفت، تنها سه ميليون تومان به بانك مىپرداخت . 3- بعضى ديگر احتمال دادهاند «اضعافا مضاعفة» حال باشد براى فاعل «لاتاكلوا» ، يعنى اى كسانىكه ايمان آوردهايد! ربا نخوريد در حالى كه ازاين طريق اموالتان را زياد و زيادتر مىكنيد . اين معنا را شيخ طوسى، طبرسى و مقدس اردبيلى به صورت احتمال مطرح كردهاند . (57) بررسى شبهه اختصاص تحريم به رباى فاحش
چنانكه گذشتبرخى با استناد به «اضعافا مضاعفة» ادعا كردهاند: تحريم اختصاص به رباى فاحش دارد; ربايى كه در آن مبلغ بدهى به چند برابر اصل مال مىرسد و اين در صورتى است كه نرخ بهره بيش از صددرصد باشد . در جواب از اين شبهه مىگوييم: 1- اگرچه زيد بن اسلم گفته است رباى جاهلى براى تمديد بدهى دو برابر كردن بود و فخر رازى گفته است گاهى مبلغ بدهى به دو برابر مىرسيد، لكن هيچ مفسر و فقيهى در طول تاريخ اسلام حرمت ربا را مشروط به دو برابر بودن و نرخ بهره بالاى صددرصد نكرده است، بلكه چنان كه گذشت غالب مفسران قيد «اضعافا مضاعفة» را وصف غالبى براى ربا گرفتهاند; به اين معنا كه هر ربايى به خودى خود بعد از تمديد و تكرار، به چند برابر اصل سرمايه مىرسد . 2- اختصاص تحريم ربا به رباى فاحش مستلزم اين است كه بگوييم: (نعوذ بالله) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم، ائمه اطهار عليهم السلام و صحابه، هيچيك معناى آيه را نفهميدهاند والا به جاى اين كه اين بزرگواران اين همه شدت و سختگيرى در مورد ربا و رباخواران به خرج دهند و يك درهم ربا را بالاتر از هفتاد بار زنا در خانه خدا بدانند و رباخواران را به جنگ تهديد كنند، مىتوانستند به رباخواران بگويند به جاى بهره صددرصد، بهره نود درصد بگيرند يا توصيه كنند كه در جامعه اسلامى بايستى ربا و بهره عادلانه باشد; چنان كه در روايات متعددى به قيمتها و سود عادلانه سفارش كردهاند . در حالى كه هر كس اندكى تحقيق نمايد درمىيابد كه نه تنها در كلمات نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و ائمه اطهار عليهم السلام بلكه در كلمات هيچ صحابى و فقيه و مفسرى تا صد سال پيش، هيچگونه تفكيكى بين نرخ بهره كم و زياد ديده نمىشود و اصولا تعابيرى چون نرخ بهره عادلانه و نرخ بهره فاحش بعد از نفوذ نظام سرمايهدارى در كشورهاى اسلامى پيدا شده است . 3- بر فرض بپذيريم كه عبارت «اضعافا مضاعفة» در اين آيه قيد حكم است و نتيجه بگيريم كه اين آيه تنها رباهاى فاحش را حرام مىكند، باز نمىتوان نتيجه گرفت كه در اسلام و قرآن تنها اين نوع ربا حرام است; چرا كه آيات ديگرى در قرآن هست كه ربا را به طور مطلق حرام كرده است، مثل آيات: «احل الله البيع وحرم الربا» (58) و «يمحق الله الربا ويربي الصدقات» (59) و از همه روشنتر آيه: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقي من الربا ان كنتم مؤمنين فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله ورسوله وان تبتم فلكم رؤوس اموالكم لا تظلمون ولا تظلمون» (60) اين آيات (61) به طور كلى هر نوع ربايى را چه نرخ آن كم باشد يا زياد، تحريم مىكنند و اين كه برخى از طرفداران نظريه اختصاص تحريم به رباى فاحش گفتهاند: آيه ربا در سوره آلعمران مقيد است و آيات مطلق را قيد مىزند، (62) از چند جهت اشكال دارد: اولا: حمل مطلق بر مقيد جايى است كه بين خطاب مطلق و خطاب مقيد تنافى و تعارضى باشد و اين معمولا وقتى اتفاق مىافتد كه آن دو خطاب از جهت نفى و اثبات، مخالف هم باشند . اما اگر دو خطاب از طرف شارع مقدس برسد كه دريكى عملى به نحو مطلق تحريم شده و در ديگرى شكل خاصى از آن عمل حرام گرديده است، منافاتى با هم ندارند و هر دو به حال خود باقى مىمانند; نهايت اين كه گفته مىشود حرمت آن شكل خاص، مورد تاكيد است . در مسئله ربا هم مطلب از اين قرار است; برخى خطابات ربا را به نحو مطلق و برخى (آيه محل بحث) شكل خاصى از ربا را تحريم كردهاند و بين اين دو هيچ تنافى و تعارضى نيست تا مطلق را حمل بر مقيد كنيم . بنابراين، حكم مىشود كه انواع ربا حرام است و رباى فاحش حرمت مؤكد دارد . ثانيا: حمل مطلق بر مقيد در جايى است كه دلالتخطاب مطلق بر اطلاق از باب ظهور باشد، اما اگر خطاب مطلق نص و صريح در اطلاق باشد، حمل مطلق بر مقيد صحيح نيست و در مسئله مورد بحث، مطلب چنين است; چون آيه «وان تبتم فلكم رؤوس اموالكم لا تظلمون ولا تظلمون» (63) به صراحت دلالت دارد كه طلبكار در صورت توبه از رباخوارى، تنها حق دارد اصل مالش را بگيرد، و صراحت اين آيه در اطلاق نشان مىدهد كه وصف «اضعافا مضاعفة» در آيه محل بحث مفهوم ندارد و تنها به عنوان موجبه جزئيه رباى فاحش را حرام مىكند و نسبتبه غيرفاحش ساكت است، و اين نوع تعابير متداول است; براى مثال، گاهى گفته مىشود: «از استعمال مواد مخدر خوددارى كنيد» و گاهى گفته مىشود: «از استعمال مواد مخدرى كه انسان و خانواده را به تباهى مىكشد خوددارى كنيد» . در اين جا هيچ مخاطبى بين اين دو خطاب تنافى نمىبيند تا مطلق را حمل بر مقيد كند و نتيجه بگيرد مواد مخدرى كه از جهت كميتيا كيفيتبه درجه نابودى انسان و خانواده نمىرسد، استعمالش اشكال ندارد . 4- اگر از آيات قرآن نتوانستيم به جواب روشنى برسيم، روايات نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و ائمه اطهار عليهم السلام در مورد اختصاص يا عدم اختصاص تحريم به رباى فاحش، جواب روشنى براى ما دارند و در روايات متعددى هر نوع زيادى، (كم باشد يا زياد) ربا و حرام شمرده شده است; براى نمونه، به نقل يك حديثبسنده مىكنيم: على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر نقل مىكند: از ايشان سؤال كردم در مورد مردى كه به كسى صد درهم قرض مىدهد و شرط مىكند پنج درهم يا كمتر يا بيشتر بهره بپردازد . حضرت فرمود: اين رباى محض مىباشد . (64) اين حديث كه از جهتسند نيز معتبر استبه روشنى دلالت مىكند كه نرخ بهره پنج درصدى (پنج درهم براى صد درهم قرض) و حتى كمتر از آن رباست . نتيجه: از مطالبى كه گذشت روشن مىشود كه تحريم ربا در دين اسلام اختصاصى به رباى فاحش ندارد و تفسير قائلين به نظريه تدريج از اين آيه نيز، كه با قبول اختصاص سعى داشتند با مرحلهاى كردن تحريم از آن شبهه جواب دهند، بدون دليل است . بررسى مرحله پنجم (سوره بقره آيات 275- 279)
زمان نزول
از مطالعه تفاسير و روايات به دست مىآيد كه آيات ربا در سوره بقره، در سال آخر عمرشريف نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نازل شدهاند و به اعتقاد غالب مفسران، جزء آخرين آيات نازل شده مىباشند . (65) محتواى آيه
چنان كه گذشتخداوند متعال در اين آيات به طور صريح و قاطع هر نوع ربا را حرام و رباخواران را در رديف محاربين با خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم قلمداد مىكند و در مفاد اين آيات، اختلافى بين قائلين به نظريه تدريجبا علماى ديگر نيست . جمعبندى نهايى
از مجموع مطالبى كه گذشتبه نتايج زير مىرسيم: 1- آيه 6 سوره مدثر ارتباطى به ربا ندارد و نمىتواند در رديف آيات ربا به حساب آيد . 2- آيه 39 سوره روم به اعتقاد جمعى از مفسران، مربوط به هديه است و ارتباطى به رباى محرم ندارد و به اعتقاد جمعى ديگر، همسياق با آيات سوره بقره بوده، بر تحريم رباى معروف دلالت مىكند . بنابراين، تفسيرى كه قائلين نظريه تدريج از اين آيه ارائه كردهاند صحيح نيست و هيچ سابقهاى ندارد . 3- آيههاى 160 و 161 سوره نساء از جهت زمانى متاخر از آيه ربا در سوره آلعمران است و بعد از تشريع حرمت ربا براى مسلمانان نازل شدهاند . بنابراين، برداشت قائلين به نظريه تدريج، از اين آيات، از جهت زمان نزول و محتوا صحيح نيست . 4- آيه 130 آلعمران هيچ دلالتى بر اختصاص تحريم به رباى فاحش ندارد . بنابراين، نه تنها هيچ قرينه و شاهدى از آيات و روايات و اقوال مفسرين متقدم و تاريخ اسلام بر تاييد نظريه تدريج نداريم، بلكه تاريخ نزول و محتواى اكثر آيات ربا منافات با آن نظريه دارد و اصولا با رد شبهه اختصاص تحريم به رباى فاحش، فلسفه نياز به نظريه تدريج هم از بين مىرود . نظريه مختار
با توجه به گسترده بودن پديده رباخوارى در جزيرة العرب كه ريشهكن كردن آن نياز به مبارزه مداوم و طولانى داشت و با توجه به تاريخ نزول آيات ربا و محتواى آنها، به نظر مىرسد خداوند متعال ربا را به صورت دفعى براى مسلمانان تحريم كرد، لكن در مقام اجرا و تثبيت تدريجى عمل نمود; به عبارت ديگر، خداوند در سه مرحله مسئله ربا را مطرح كرد: در مرحله نخستبا فرستادن آيه «وما آتيتم من ربا ليربوا في اموال الناس فلا يربوا عند الله» (66) اعلام كرد كه ربا نزد خداوند مشروع نيست و زيادهاى كه به عنوان ربا گرفته مىشود نامشروع و حرام است . در مرحله دوم به فاصله چند سال، با فرستادن آيههاى «ياايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة واتقوا الله لعلكم تفلحون واتقوا النار التي اعدت للكافرين» (67) با بيان روشنتر و لسان تهديدآميزى مسلمانان را از ربا خوارى نهى كرد و از گرفتارى آتش جهنم بيم داد . در مرحله سوم در سالهاى آخر عمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم با فرستادن آيات سوره بقره، با توبيخ مسلمانانى كه هنوز از رباخوارى دستبرنداشته بودند، از يك سو به تشريح عواقب دنيوى و اخروى رباخواران پرداخت از سوى ديگر با ابطال توجيه آنان، راههاى توبه و بازگشت را بيان نمود و از جهت ديگر، براى پيامبر و مسلمانان اعلام كرد كه اگر از اين به بعد كسى اقدام به رباخوارى كند، اعلان جنگ با خدا و رسول خدا داده است و در سايه همين تعاليم بود كه رباخوارى به عنوان منفورترين شغل در ميان مسلمانان جلوه نمود و به اعتقاد مفسران، بعد از قتل نفس، دومين گناه كبيره به حساب آمد . در پايان، بيان اين نكته لازم است، كسانى كه معتقدند وضعيت فعلى كشورهاى اسلامى از جهت ابتلا به ربا همانند وضعيت صدر اسلام است و بايد احكام اسلام از جمله ربا را به تدريج پياده نمود، اگر مقصود اين افراد تدريج در اجرا و تثبيتباشد، حرف درستى است و بايد متوليان امر و علما، متناسب با ميزان اعتقاد مردم و ظرفيتهاى ايمانى جامعه بر پياده شدن فروعات اسلام تاكيد داشته باشند . اما اگر مقصودشان تدريج در مقام تشريع اصل حرمتباشد، به آن معنايى كه قائلين به نظريه تدريج مطرح مىكنند و نتيجه بگيرند كه براى مثال، ربا براى فلان جامعه هنوز به حد حرمت نرسيده و براى آن ديگرى در حد حرمت رباى فاحش است و براى جامعه سوم مطلقا حرام است، اين حرف و نتيجهگيرى قطعا باطل است; چرا كه هيچ فقيه و انديشمند اسلامى حتى نسبتبه احكامى كه تدريجى بودن آنها مشهور است (مثل حرمتشرابخوارى) چنين نظرى نداده است و در سيره گفتارى و عملى پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و ائمه عليهم السلام حتى نسبتبه جوامع تازه مسلمان، هيچ شاهدى بر اين مطلب نيست، بلكه بر عكس، متن صلحنامه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم با مسيحيان نجران نشان مىدهد كه حضرت با آنان نيز شرط كرد كه از رباخوارى دستبردارند . (68) پىنوشتها: 1) تفسير نمونه (چاپ بيستوهشتم: دارالكتب الاسلاميه، 1375 ق) ج 5، ص 70- 74 . 2) نحل (16) آيه 67 . 3) بقره (2) آيه 219 . 4) نساء (4) آيه 43 . 5) مائده (5آيه 90 . 6) محمد عبدالله دراز، الربا فى نظرالقانون الاسلامى (چاپ اول: بيروت، العصر الحديث، 1407 ق) ص 19 . 7) براى مطالعه بيشتر ر . ك: احمد مصطفى مراغى، تفسير مراغى (چاپ دوم: بيروت، دار احياءالتراث العربى، 1975 م) ج 1، جزء 3، ص 59- 60 ; وهبةالزحيلى، تفسير المنير (چاپ اول: بيروت، دارالفكر، 1411 ق) ج 3، ص 91- 93 ; محمدعلى صابونى، روائعالبيان (دمشق، مكتبة الغزالى، 1400 ق) ج 1، ص 389 ; ناصر مكارمشيرازى و ديگران، همان، ج 2، ص 364; سيدمحمدحسين طباطبائى، الميزان فى تفسير القرآن (چاپ سوم: اسماعيليان، 1393 ق) ج 2، ص 408 ; عبدالرزاق سنهورى، مصادرالحق، ج 3، ص 200 ; محمد ابوزهره، بحوث فىالربا، ص 25 ; محمد عبدالهادى، الربا والقرض فىالفقهالاسلامى (قاهره، دار الاعتصام، 1985 م) ص 21 ; عبداللطيف مشهور، الاستثمار فىالاقتصاد الاسلامىقاهره، مكتبة مدبولى، 1990 م) ص 161 ; يونس رفيقالمصرى، مصرفالتنميه الاسلامية، ص 125 و جعفر عباس حاجى، المذهبالاقتصادى فىالاسلام (كويت، مكتبة الالفين، 1987 م) ص 635 . 8) طبرسى، تفسير مجمعالبيان (قم، كتابخانه آيةالله نجفىمرعشى، 1403 ق) ج 9، ص 106 . 9) عبداللطيف مشهور، همان، ص 161 به نقل از: مجموع فتاوى ابنتيميه، ج 29، جزء 9، ص 22 . 10) نساء (4) آيات 160- 161 . 11) آلعمران (3) آيات 130- 131 . 12) بقره (2) آيات 275- 279 . 13) محمد عبدالهادى، همان، ص 21 . 14) بدوى، نظريةالربا المحرم، ص 242 به نقل از: عبدالعزيز جاويش، مجله اللواء، 16- 4- 1908 . 15) غريب جمال، المصارف و الاعمالالمصرفيه فىالشريعة الاسلاميه و القانون، ص 226 . 16) مدثر (74) آيات 1- 7 . 17) محمدحسين طباطبائى، همان، ج 20، ص 79 . 18) ناصر مكارمشيرازى و ديگران، همان، ج 25، ص 209 . 19) عبد على هويزى، تفسير نورالثقلين (چاپ چهارم: قم، اسماعيليان، 1370 ق) ج 5، ص 454 . 20) محمدحسين طباطبائى، همان، ج 20، ص 82; سيد قطب، فى ظلالالقرآن (چاپ هفتم: بيروت، دار احياءالتراث العربى، 1391 ق) ج 8، ص 360; محمد بن جرير طبرى، جامعالبيان فى تاويل القرآن (بيروت، دارالكتب العلميه، 1412 ق) ج 29، ص 94; طبرسى، همان، ج 10، ص 385 . 21) عبدعلى هويزى، همان، ج 5، ص 454 . 22) طبرسى، همان، ج 10، ص 385; محمد بن جرير طبرى، همان، ج 29، ص 93; زمخشرى، الكشاف (چاپ سوم: بيروت، دار الكتاب العربى، 1407 ق) ج 4، ص 646; محمد قرطبى، الجامع لاحكامالقرآن، (بيروت، دار احياء التراث العربى) ج 19، ص 68; ابنكثير، تفسير القرآن العظيم (چاپ دوم: بيروت، دارالنصير، 1412 ق) ج 4، ص 466; عبدالله شبر، تفسير القرآن (چاپ دوم: بيروت، دار احياء التراث العربى) ص 538 و آلوسى، روحالمعانى، ج 29، ص 119 . 23) طبرسى، همان، ج 10، ص 385; محمد بن جرير طبرى، همان، ج 29، ص 94 . 24) محمد بن جرير طبرى، همان و ابوبكر جصاص، احكامالقرآن (بيروت، دارالكتب العربى، 1406 ق) ج 5، ص 365 . 25) زمخشرى، همان، ج 4، ص 646 . 26) طبرسى، همان، ج 10، ص 385 . 27) فخر رازى، تفسير كبير (قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1411 ق) ج 30، ص 194 و طنطاوى، الجواهر فى تفسيرالقرآن (چاپ چهارم: بيروت، دار احياء التراث العربى، 1412 ق) ج 24، ص 300 . 28) ابوبكر جصاص، همان، ج 5، ص 368 و ناصر مكارمشيرازى و ديگران، همان، ج 25، ص 258 . 29) طبرسى، همان . 30) عبداللطيف مشهور، همان به نقل از: مجموع فتاواى ابنتيميه، جلد 29، جزوه 9، ص 22 . 31) آلوسى، روحالمعانى فى تفسير القرآن (چاپ چهارم: بيروت، دار احياء التراث العربى، 14005 ق) ج 21، ص 16 . 32) محمد قرطبى، همان، ج 14، ص 1 . 33) محمدحسين طباطبائى، همان، ج 16، ص 185 . 34) همان، ج 2، ص 408 . 35) عن ابى عبدالله ( عليه السلام) قال: الربا رباءان: ربا يؤكل و ربا لايؤكل; فاماالذى يؤكل فهديتك الىالرجل تطلب منه الثواب افضل منها فذلك الربا الذى يؤكل و هو قولالله عز و جل «و ما آتيتم من ربا ليربوا فى اموالالناس فلا يربوا عندالله» و اماالذى لايؤكل فهو الذى نهىالله عز و جل عنه و اوعد عليهالنار (حرعاملى، وسائلالشيعه، (چاپ پنجم: بيروت، داراحياءالتراث العربى، 1938 م)، ج 12، كتابالتجارة، ابواب الربا، ب 3، ح 1 .) 36) الربا ربوان: ربا حلال و ربا حرام; فاماالربا الحلال فهوالذى يهدى يلتمس ما هو افضل منه و .(. . محمد قرطبى، همان، ج 14، ص 36 .) 37) ر . ك: شيخ طوسى، التبيان (بيروت، دار احياء التراث العربى) ج 8، ص 284; ميرزا محمد مشهدى، كنز الدقائق (قم، مركز نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1407 ق) ج 7، ص 600; محمد قرطبى، همان، ج 14، ص 36; ابوبكر جصاص، همان، ج 5، ص 217; ابن عربى، احكام القرآن (چاپ اول: بيروت، دار الفكر، 1408 ق) ; طنطاوى، همان، ج 15، ص 76 و سيد قطب، همان، ج 6، ص 460 . 38) محمد قرطبى، همان، ج 14، ص 36 . 39) آلوسى، همان، ج 21، ص 45 . 40) ابوبكر جصاص، همان، ج 5، ص 218 . 41) بقره (2) آيه 276 . 42) زمخشرى، همان، ج 3، ص 481 . 43) شيخ طوسى، همان، ج 8، ص 254 . 44) آلوسى، همان، ج 21، ص 45 . 45) محمدحسين طباطبائى، همان، ج 2، ص 408 و ج 16، ص 185 . 46) طبق نقل مفسران و آشنايان به علوم قرآن، سورههاى مدنى به ترتيب نزول عبارت بودند از: سوره بقره، انفال، آلعمران، احزاب، ممتحنه و نساء . پس سوره نساء ششمين سوره از سورههاى مدنى و نود و دومين سوره نازله بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم مىباشد، در حالى كه سوره آلعمران سومين سوره مدنى و هشتاد و نهمين سوره نازله مىباشد (هاشمزاده هريسى، شناختسورههاى قرآن، ص 78 به بعد و ر . ك: ص 149 و 155 .) 47) جعفر مرتضى عاملى، الصحيح فى سيرةالنبى، ج 4، ص 124- 126، با تلخيص . 48) طبرسى، همان، ج 3، ص 133 . 49) هاشمزاده هريسى، همان، ص 149 . 50) فخر رازى، همان، ج 9، ص 2; محمد بن جرير طبرى، همان، ج 4، ص 72 و محمد صادقى، الفرقان فى تفسيرالقرآن (چاپ دوم: قم، اسماعيليان، 1408 ق) ج 4، ص 377 . 51) ابن كثير، همان، ج 1، ص 351 . 52) محمدحسين طباطبائى، همان، ج 4، ص 19 . 53) ر . ك: شيخ طوسى، همان، ج 2، ص 587; طبرسى، همان، ج 2، ص 502; فيضكاشانى، تفسير صافى (بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات) ج 1، ص 380; محمد قرطبى، همان، ج 4، ص 202; جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور (قم، كتابخانه آيةالله نجفىمرعشى، 1404 ق) ج 2، ص 71; عبدالله شبر، همان، ص 99; اردبيلى، احكام القرآن (تهران، المكتبة المرتضويه) ص 436; زمخشرى، همان، ج 1، ص 404; بيضاوى، انوارالتنزيل و اسرار التاويل (بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1410 ق) ج 1، ص 180 و سيد قطب، همان، ج 2، ص 74 . 54) محمد بن جرير طبرى، همان، ج 4، ص 59 و رشيد رضا، تفسير المنار (بيروت، دار المعرفه) ج 4، ص 123 . 55) فخر رازى، همان، ج 9، ص 2 . 56) تفسير مراغى، ج 1، جزء 3، ص 61; رفيق مصرى، الجامع فى اصولالربا، ص 38- 39 و مرتضى مطهرى، ربا - بانك - بيمه (چاپ اول: تهران، صدرا، 1364) ص 197 . 57) شيخ طوسى، همان، ج 2، ص 587; طبرسى، همان، ج 2، ص 502 . 58) بقره (2) آيه 275 . 59) همان، آيه 276 . 60) همان، آيات 278- 279 . 61) ترجمه و توضيح آنها در بيان مرحله پنجم گذشت . 62) غريب جمال، المصارف و الاعمالالمصرفيه فىالشريعة الاسلاميه والقانون، ص 226 . 63) بقره (2) آيه 279 . 64) على بن جعفر عن اخيه موسى بن جعفر ( عليه السلام) قال: سالته عن رجل اعطى رجلا ماة درهم على ان يعطيه خمسة دراهم او اقل او اكثر قال: هذا الرباالمحض (حر عاملى، همان، ج 13، ص 108 .) 65) شيخ طوسى، همان، ج 2، ص 369; طبرسى، همان، ج 2، ص 394; محمد بن جرير طبرى، جامعالبيان، ج 3، ص 75; ابن كثير، همان، ج 1، ص 310 و جلالالدين سيوطى، همان، ج 1، ص 369 و 370 . 66) روم (30) آيه 39 . 67) آل عمران (3) آيات 130- 131 . 68) ابن اثير، الكامل فى التاريخ (بيروت، دار بيروت للطباعة و النشر، 1402 ق) ج 2، ص 294 . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 18:42 توسط صادق کارشکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
رشد فکری در جامعه اسلامی با ماهواره چه باید کرد؟ بهسازی تبلیغات دینی ثمرات فقهى - اقتصادى دفعى يا تدريجى بودن تحريم ربا تاثير كلام اسلامى بر فلسفه اسلامى |